تبليغاتX
به سوي نور -

پيام اصلي من اين است:

زندگي ات رابر مبناي ترس بنا نكن

بي هيچ واهمه ايي زندگي كن

تنها دراين صورت است كه به معناي واقعي كلمه ،زندگي كرده اي

ترس، تورابسته نگه مي دارد

ومانع باز شدن وشكوفايي ات مي شود.

ترس موجب مي شود كه پيش از اقدام به هركاري،

هزارويك نگراني ودغدغه راه تورا سدكنند

آيا اين درست است؟غلط است؟

اخلاقي ست؟غيراخلاقي ست؟

عرفي ست؟خلاف عرف است؟

فكركردن به اينها تورا سردرگم تر مي كند.

اين ها سياه چاله هاي كهكشان روح تواند.

رهيافت من كاملا متفاوت است.

انسان جايزالخطاست

خطاكردن لازمه ي انسان بودن وانسان شدن است.

فقط يك چيزرادرخاطرداشته باش:

سعي كن خطاهاي خودراتكرار نكني.

تكرار خطاها نشانه ي حماقت است.

انسان، كاشف زندگي ست.

دركشف زندگي،

ازخطاكردن گريزوگزيري نيست

اگربيش ازحدازخطاها بترسي،

ازكشف زندگي در مي ماني

وبدين سان،

از هيجان شركت درماجراي پرازشگفتي زندگي،

كنار گذاشته مي شوي.

خشكه مقدس ها اين گونه اند.

آن هاهيچ گاه طعم زندگي را نمي چشند.

مي آيندو مي روند، بي آنكه خطايي از آنها سربزند،

بي آنكه ديكته ايي بنويسند،

بي آتكه دركلاس زندگي حضور پيدا كنند،

بي آنكه زندگي كنند.

چه قدرحقيروملال انگيزند

خشكه مقدس هاي خشك مغزبي روح وبي دل وبي شهامت!

تمامي تلاش من آن است كه

درتوروح شورومستي بدمم.

دلم مي خواهد ميل به زيستن، زنده بودن ، باليدن ورقصيدن رادر تو برانگيزم.

مي خواهم شجاعت بودن وجانانه بودن را

درتو ببينم.

دوست دارم گام هايت به بلندي پيمودن قله ها باشد.

توبايد همه ي امكانات زندگي ات را تحقق ببخشي.

توهنوز ازپنج درصد امكانات خويش نيز

استفاده نكرده ايي.

نودوپنج درصد توانايي هاي تو راكد مانده است .

ترس تورا مي بندد وزنداني خويش ات مي سازد.

نترس.

گشوده باش.

گشوده به روي بيكران.

نترس،

زيراخداوند است كه درباره تو قضاوت مي كند.

اوطبيعت بشري تورا به خوبي مي شناسد.

درروز داوري به او خواهي گفت:

" آري اي خداي همه دان ودوست داشتني !

خطاكرده ام .مي دانم ومي دانم كه مي داني.

خطاكرده ام وبعضي از كارهاي ناصواب ديگر.

ورود ممنوع رفته ام

وچند چراغ قرمزديگررا هم رد كرده ام"

وخداوند تبسمي خواهد كرد.

درك ات خواهد كرد.

تورادررداي لطف خويش خواهد پيچيد

ودوست ات خواهد داشت.

پس نگران نباش!

 

ازكتاب "عشق پرنده ايي آزاد ورها" نوشته اوشو عارف هندي ترجمه مسيحا برزگر

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385ساعت 22:20  توسط فاطمه  |